تنزل قانون از شعور عمومي جامعه؟
حكايتي كه مي توان در بطن غمزده اين جامعه لمسش كرد ؛
درسته ؟كاملن درسته كه هنوز زنان اين جامعه از حق خودشون بي خبر و غافلند و بسياري از اونها را مي توني ببيني كه هنوز برابري حقوقشون را با آقايان باور ندارند و وقتي باهاشون حرف مي زني جوري بهت نگاه مي كنند كه انگار داري كفر مي گي و افسانه مي بافي و به قول يكي از همين آقايان روشنفكر نماي بالا يك تراژدي غمگين سر هم مي كنيم .
اما بهتر نيست كه فقط يك بار آقايان عزيز خودشون را بذارن در شرايطي مشابه شرايط بزرگ شدن خانم ها در اين جامعه.
مقايسه كنيد نوع بر خوردها و رفتار ها را در شكل گيري دو نوع شخصيت :
پسر كه به دنيا مياد بنا به جو مسمومي كه هنوز در برخي از جوامع و خانواده هاي ما وجود دارد به شدت از طرف همه فاميل و به خصوص بزرگان تحويل گرفته ميشود (تصور كنين كه اين شرايط در تولد يك دختر وجود نداره و اگر هم باشه خيلي بي رنگ و نا محسوس تره.)به مرور زمان و با بزرگ شدن بچه پسر همه اطرافيان با جملات تا كيدي مثبتي مثل اين كه چه پسره آقايي ،چه مرد قوي اي ،بايد كم كم رو پاي خودت وايسي و مرد بشي ،بايد مراقب خواهرت باشي ،بايد كار كني و پول دار بشي ،مهندس بشي ،دكتر بشي و...و در مورد دختران صرفا كوتاه آمدن در جر و بحث هاي بچه گانه ،ياد دادن مسائل خانه وخانه داري ،خانم بودن و مثل مامان بودن (سنتي و عامرانه انديشيدن)گوش به فرمان پدر و داداش بزرگ بودن واحترام گذاشتن صرف به نظرات آنان و.... خلاصه بچه پسر عزيز در 6 سال اول زندگي اش كه روانشناسان معتقدند شخصيت واقعي انسان ها در همين سال ها شكل مي گيرد ،به شدت از طرف خانواده و سپس از طرف جامعه مورد پذيرش قرار ميگيرد و به طرق مختلف اعتماد به نفسش بالاتر مي رود .با ورود به جامعه و بازار كار و حتي دا نشگاه نوع نگاه و بر خورد و رفتار هاي جامعه و مردم به پسران حاكي از حقوقي برتر براي آنان در مقابل قانون است و به عكس در مورد دختران حقوق نا برابر را رواج مي دهد .
در چنين جو نا برابر و مسمومي اگر بنا به مصلحت، حكومت و سياست مرد سالارو استبدادي ما هم تشخيص بدهند كه از طرقي همچون دست گذاشتن بر روي نقطه ضعف مردم ما يعني مذهب به بهانه هاي مختلف زن را به خانه و خانه نشيني به زور دعوت كند و مسائلي همچون حجاب و آمار فحشا و منكرات و بيكاري جوانان و زياد شدن دختران دم بخت نسبت به پسران (كه آماري كاملن اشتباه است و تنها براي تضعيف روحيه و راضي شدن دختران به وصلت با هر كس و ناكسي و مسائل پشت پرده ديگري است كه نياز به بحثي گسترده دارد )خلاصه سياست مداران ما هر كجا به بن بست مي رسند فلش بزرگ و واضحي را طي يك تبليغات گسترده و همه گير به سوي زنان و دختران جامعه نشانه مي روند و مردم دين دار و هميشه در صحنه و از همه جا بي خبر ما كه اكثرن با نگاهي كوركورانه و بسته ،به مسائل مذهبي نگاه مي كنند دنباله رو سياست هاي حكومت به جنگ با زنان و دختران بر مي خيزند و انواع فشار هاي روحي و رواني و حتي گاهن جسمي را براي زنان بيشتر و بيشتر مي كنند .
جملاتي كه گفته شد تنها اندكي از واقعيت هاي جامعه ماست ،با خواندن هر جمله اين متن و با داشتن فكري آزاد و رها و به دور از هر گونه تعصب كور كننده و ويران ،مي توان هزاران صحنه آشفته واقعي را كه روزانه در جاي جاي اين مملكت اتفاق مي افتد را به ياد مي آوريم ،از نابرابري زن و مرد در سبزي فروشي محل گرفته تا محيط هاي اداري و كاري ،دانشگاه و مدرسه و اخيرا كنكور سراسري و حتي پياده رو هاي خيابان هاوبالاخره دالان هاي نابرابر دادگاه هاي كشور براي گرفتن حقوق انساني زن.
پي نوشت 1:آنچه گذشت افسانه و دور از ذهن نيست ،بد نيست بدانيد كه هنوز در برخي از نقاط همين مملكت دختران توسط پدرانشان به قيمت 200000 تومان و گاها بيشتر فروخته مي شوندو شرم آورتر اين كه برخي از آقايان روشنفكر پوشالي ما با غرور و افتخار اين مسئله را به دختران ديگر گوشزد مي كنند .
پي نوشت 2:در چنين شرايطي و با توجه به عدم آگاهي بسياري از زنان و دختران ما نسبت به حقوق واقعي و شهروندي خود چه انتظاري مي توان از زنان داشت جز اين كه دغدغه بزرگشان اين باشد كه بر چسب هاي كثيف عرف بر روي پيشانيشان حك نشود و حد اقل بتوانند همچون مادران و مادر بزرگانشان يك زندگي مرد سالارانه ساده داشته باشند.
پي نوشت 3: وقتي در جامعه اي زندگي ميكنيم كه به جاي اين كه قانون باعث ترقي و بالا رفتن سطح شعورو آگاهي مردم شود چندين مرتبه پست تر و پايين تر از سطح شعور و آگاهي عمومي مردم است و هنوز به جنسيت انسانها بيش از انسانيت آنها بها مي دهد. از زنان و مردان روشنفكر مي توان درخواست كرد كه با دادن اگاهي درست و حقوقي به انتظار قضاوتي همگاني و عام در بطن جامعه شايد به اميد اندكي برابري بنشينيم.
اين نوشته، يك حكايت تلخ اما واقعي و ملموس از چگونگي ديدگاه دختران و پسران همين ديار است!
ü نمايي دور از عشق و روابط روشنفكران پوشالي جامعه ايران:
مرداني كه با اطلاعات و آگاهي كامل از حقوق خود و نيز زنان در جامعه صحبت مي كنند ، و احتمالن با درجه اي مطلوب از مدارك تحصيلي ،به برابري حقوق و آزادي هاي زن و مرد معتقدند،از زناني سخن مي گويند كه بايد همانگونه كه مي خواهند لباس بپوشند و همانند مردان از آزادي ها و حقوق انساني شهروندي برخوردار شوند،از دختران ايده آلي سخن مي رانند كه از سياست و مسائل روز كاملن مطلع و آگاهند و اهل مبارزه ، زناني را كه اهل ناز و غمزه ؟ هستند زير سوال مي برندو گويي زني را ستايش ميكنند كه به دنبال علايق و تفكر خاص خود برود و متكي به خود باشد و خويشتن خويش را بسازد ،از زندگي زناشويي اي صحبت مي كنند كه بر مبناي تفكر و تفاهم و سادگي بنا شود و هيچ يك از زن ومرد حق دخالت در امور شخصي ديگري را ندارد و هر دو با احترام به شخصيت و انسانيت هم و با رعايت حق مسلم هر يك از زن و مرد بتوانند در كنار هم روزگار آرماني اي را بگذرانند.اين چنين اند مردان رو شنفكري كه اگر در هر جمعي سخنوري كنند اكثريت دختران آن جمع آرزو مي كنند كه اي كاش او مرد زندگي من بود و اما......
ü نمايي نزديك از زندگي واقعي همين مردان روشنفكر:
شايد زياد ديده باشيد همين مردان را كه وقتي ازدواج مي كنند همگان حيران و انگشت به دهان مي مانند از انتخاب آخر؟؟؟
همسر اين گونه مردان ايراني ترجيحا محجوب و از زنان معمولي جامعه هستند كه احتمالا جز خانه و زندگي و هميشه تاييد كارها و حرف هاي همسر عزيزشان بدون هيچ مخالفت علني كار جنبي ديگري ندارند.
دختراني كه قبلا در خانه پدر مطيع و گوش به فرمان پدر بوده اند و اكنون نيزمطيع شوهرند منتها با نام تفاهم و مدارا و به شيوه نوين دموكتاتوري،زناني كه هرگز اجازه ابراز نداشته اند و از خود ساختگي و سليقه و نظر، تصوري جز نوع آرايش و مدل مو و لباس و مد ندارند كه البته شايان ذكر است اگر مدل مو و لباسشان به مذاق مرد بي نقص و عيبشان خوش نيامد حتما تغييرش خواهند داد واحتمالن (=مطمئنن) تفكر ثابت و مستقلي ندارند و تفكرشان عمومن مغلوب بوده و هست و اين يعني تفاهم .كه البته اين مردان همواره و در هر موقعيتي سعي مي كنند اين تفاهم را به عناوين مختلف به ديگران علي الخصوص رقبايشان نشان بدهند.همسر اين منورالفكرها اصولن و عمومن بوي قرمه سبزي مي دهند و طعم بچه داري و خانه داري و هماره به وجود چنين همسري در هر جمعي افتخار مي كنند و اين متن زندگي اين روشنفكران است با پس زمينه اي كه معشوقه اي با خصوصيات ذكر شده در نماي دور اين متن را به جاي سياه و سفيد ،رنگي مي كند .
Ø پي نوشت 1:البته اين دو نما فقط مخصوص اندكي از اين آقايان است و شامل همه روشنفكران جامعه نمي شود،قضاوت با خودتان؟؟؟
Ø پي نوشت2:چندي پيش با يكي از دوستانم به ديدن يكي از نزديكانش رفتيم ،زن زيبا و خوش فكر 37 ساله اي كه چند ماهي است در مركز توانبخشي به سر ميبرد.اين زن به مدت 12 سال و 2 ماه همسر يكي از مردان روشنفكر جامعه بوده است كه مقاله هاي اين مرد فرهيخته در بسياري از روزنامه هاي معروف ايران چاپ مي شود و خوانندگان بسياري مريد قلم اين آقا هستند،اين زن و مرد عاشق و شيفته كه از نظر روشنفكري و تفاهم نزد عام و خاص زبانزد بودند ،مدت 12 سال در آمريكا زندگي خوشي داشتند تا اين كه تصميم به برگشت وطن مي نمايند و 2 ماه پس از بازگشت جناب منور الفكر درخواست طلاق مي كنند چون تازه فهميدند رگ گردن يعني چه؟و غيرت و هميت فقط از آن مردان ايراني است و ايران و بس.
* تفكر گذراي ذهن:سخته آدم بفهمه 12 سال از زندگيش را با كسي هم نفس بوده كه شناختش نسبت بهش اشتباه بوده يا تونسته تمام مدت فقط فيلم بازي كنه؟ شايد هر كس ديگري هم بود سري به مراكز توانبخشي مي زد تا ببينه حداقل خودش كيه؟
پرنده اي كه مرده بود به من پند داد كه پرواز را به خاطر بسپارم.

